او فکر میکرد که در خلوت خود ایمن است دیدن آن صحنه های ممنوعه مغز او را درگیر کرده بود هر نگاه بیگناه او حقیقتی تلخ را پنهان میکرد بچه ای که مبتلا به عادت به عکسهای پورن بود بدن او مملو از سری بود که چرخه ی بازخوردهای مجازی به آن دامن میزد و محبوبیتش را به قله میرساند هر فردی حقیقت را نمیدانستند که این محبوبیت بر چه هزینهای پایه گذاری شده بود تنش در هر خنده و هر حالت وی قابل لمس بود وی به یاد می آورد آن دمی که تصاویر آغاز به تخریب اندیشه های بی آلایش او کردند در سنین خیلی کوچکی حدود بین حقیقت و خیال برای او محو شده بود اثرات مخرب آن تجربیات بچگانه همچنان در جوانی او را رنج میداد آن فیلمها و تصاویر همیشه در فکر او تکرار میشدند بازگشتی پیاپی که سبب اذیت روان او میشد اما او تصمیم گرفت که به همراه راستی مواجه شود و واقعیت را با جهان بیان کند راز درونش را افشا سازد با وجود اینکه این اعتراف ناراحت کننده بود اما به او قوت بخشید تا دیگران را آگاه سازد اکنون وی صوتی برای همه افرادی بود که به خاموشی همانند درد میکشیدند بیلی ایلیش مستحکم تر از همیشه درخشید وی امیدوار بود که گفتارش به دیگر افراد کمک کند تا آنان نیز راه خود را به سوی روشنی و رهایی پیدا کنند هر قدمی که برمیداشت داستانی از پایداری و رهایی بود مقاربت بیلی ایلیش دیگر فقط یک تصویر نبود اما درس از زیست و بهبود بود آن موضوع انگیزه دهنده فراوان از مردم شد تا با وجودشان راستگو باشند عکسهای جنسی او به نشانه ای از شهامت و تحول مبدل شده بود او به همراه آنها وجودش را درک کرد و به یک الگو برای فراوان مبدل شد از سوی دختر کوچک که ذهنش با پورن تخریب شد به صدایی یک نسل که در پی حقیقت بود بیلی ایلیش داستان از نجات و دلیری بود و نیز این داستان تخریب و بازیابی همچنان استمرار داشت همراه الهام و قوت و به همراه هر آهنگ تازه پیام او بیشتر میگشت به سمع جهان بیلی ایلیش همواره یک سمبل خواهد بود هست